السيد محمد حسين الطهراني
102
امام شناسى (فارسى)
نوف بكالى گويد : جندب بن زهير و ربيع بن خثيم به آن حضرت متوجّه شده عرض كردند : علامات و صفات شيعيان شما چيست اى امير المؤمنين ؟ حضرت از پاسخ آنها كوتاهى فرمود و فقط فرمود : اى دو مردى كه با من مذاكره داريد از خدا بپرهيزيد و نيكوئى و احسان را پيشهء خود سازيد چون خداوند تبارك و تعالى با كسانى است كه تقوا پيشهء خود ساخته و با كسانى كه احسان را شعار و عمل خود قرار دادهاند . همّام بن عباده كه مرد عابد و كوشائى بود عرض كرد : تو را سوگند مىدهم به آن خدائى كه شما اهل بيت را گرامى داشت و از خواصّ حرم خود قرار داد و از الطاف و عنايات خود بهرهمند ساخت و شما را بر بندگان به درجات و مراتبى بس بلند تفضيل و برترى داد كه براى ما اوصاف شيعيان خود را بيان فرمائى . حضرت فرمود : اى همّام سوگند نخور من به زودى براى همهء شما اوصاف آنها را بيان خواهم كرد . حضرت دست همّام را گرفته و داخل مسجد شد و دو ركعت نماز مختصر ولى كامل بجاى آورد و نشست و رو به ما كرد و تمام جمعيّت اطراف آن حضرت گرد آمدند . حمد خداى را به جاى آورد و تحيّت و درود بر پيامبر فرستاد و فرمود : امّا بعد حقّا خداوند جلّ ثناؤه و تقدّست اسماؤه بندگان خود را آفريد ، و عبادت خود را بر آنها لازم گردانيد ، و اوامر خود را بر آنها تكليف فرمود ، و ارزاق و معيشت را بين آنها تقسيم كرد ، و در دنيا هر يك را در مقام و محلّى معيّن قرار داد ، در حالى كه در تمام اين كارها و عنايتها از مردم بىنياز بوده ، نه طاعت اطاعت كنندهاى به او فائده مىرساند ، و نه معصيت معصيت كننده بر او ضررى وارد مىكند . . . و سپس راوى ، كلام آن حضرت را ادامه مىدهد تا آنكه مىگويد : امير المؤمنين عليه السّلام دست خود را بر دوش همّام گذارد و فرمود : بدان كسى كه از شيعيان اهل بيت سؤال كند آن اهل بيتى كه خدا هرگونه رجس و پليدى را از آنان برده و آنها را پاك و پاكيزه نموده است ، پس آنها عارفين به خدا هستند ، و عاملين به امر خدا ، و اهل فضايل و كمالات ، گفتار آنان صواب ، و لباس آنها ميانه و معمولى ، و رويّه و روش آنها تواضع . . . و حضرت صفات آنها را مفصّلا يكايك به طور مشروح شمرد و حالات روحى و ملكات نفس و مشاهدات غيبى آنها را بيان فرمود تا آنكه